آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی
آسمون مست گناهی آسمون چه روسیاهی...
آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی
آسمون مست گناهی آسمون چه روسیاهی...
چه گناهی کردم که تو این گه دونی زاده شدم که پنج روزه اینترنت نداره و حتی نمیشه یه اس ام اس فرستاد؟
این ماه هم برای شما قبض های نجومی آب و برق و گاز اومده؟
برای ما که سالهاست مثلاً برای گاز هرگز به صد هزار تومان هم نرسیده، این ماه یک میلیون و هشتصد هزار تومان پول گاز اومده!!!
سه بخاری فقط شمعک روشنه و فقط یکی اونم با شعله متوسط روشن هست و در روز هم که گرم میشه شعله رو کمتر میکنیم. سالهاست همینطور مصرف کردیم.
از هر کسی پرسیدم گفت که قبض های آب و برق و گاز ده ها برابری واسشون اومده!
همه به جرم مستی سر دار ملامت
می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت...
چه بده که تنها میشیم و بدتر اینکه بهش عادت می کنیم.

تو عمری که داشتم زیاد بیماری گرفتم. زیاد تب و لرز داشتم ولی هیچ لرزی به اندازه ی لرز دیشب نبود.
هیچ جوره نمیشه بیانش کنم. برای نخستین بار بود که این چنین لرزی رو تجربه کردم.
فکر کنم از این آنفلوآنزا جدید گرفتم. امروز همش خواب بودم.
مدتها میشه که بیان هم ریده مان شده.
میخوام ویدئو بذارم تو پستم، میگه وارد صندوق بیان شو در حالی که مشکلی نداره و صندوقش باز میشه!
بیان هم دیگه اون بیان سالها پیش نیست.
تو خونه باز دعوام شد. به کسی چه که من توی اتاق بخاری روشن کنم یا نکنم؟ من یک ذره گرمم باشه خوابم نمیبره.
طوری رفتار میکنه که انگار تقصیر منه. خواستم خودم رو از دستشون بکشم. رفتم سراغ کمد چاقو رو بردارم نبود.
شیشه آکواریوم رو شکستم فرو کنم تو شکمم، نذاشتن.
دستم همه زخمی شد و پیراهنم به کل خونی.
از عصبانیت همون جا نشستم و فقط به خونی که داشت می رفت نگاه کردم و هیچ نرفتم دکتری چیزی برای بخیه زدن.
سه روز هم هیچی نخوردم جز آب.
آخرش هم بی اینکه هیچ عذرخواهی کنم (تقصیر من نبود)، فقط برای اینکه بیخ پیدا نکنه به ظاهر آشتی کردم.
ولی هرگز نخواهم بخشید.
باشد که سر مزارتون پایکوبی کنم.
وقتی هر کاری کردم، با وجودی که هیچ تقصیر من نبود، شدم آدمِ بدِ داستان، پس بذار از این به بعد به معنای واقعی بد باشم.