PRIME

Everything means nothing to me

آسمون...

سه شنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۰۸:۰۸ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

آسمون مست جنونی آسمون تشنه ی خونی

آسمون مست گناهی آسمون چه روسیاهی...

به کدامین گناه؟

سه شنبه, ۲۴ دی ۱۴۰۴، ۰۷:۱۱ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

چه گناهی کردم که تو این گه دونی زاده شدم که پنج روزه اینترنت نداره و حتی نمیشه یه اس ام اس فرستاد؟

قبض های نجومی!

پنجشنبه, ۱۹ دی ۱۴۰۴، ۱۲:۳۸ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

این ماه هم برای شما قبض های نجومی آب و برق و گاز اومده؟

برای ما که سالهاست مثلاً برای گاز هرگز به صد هزار تومان هم نرسیده، این ماه یک میلیون و هشتصد هزار تومان پول گاز اومده!!!

سه بخاری فقط شمعک روشنه و فقط یکی اونم با شعله متوسط روشن هست و در روز هم که گرم میشه شعله رو کمتر میکنیم. سالهاست همینطور مصرف کردیم.

از هر کسی پرسیدم گفت که قبض های آب و برق و گاز ده ها برابری واسشون اومده!

جرم مستی

شنبه, ۱۴ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۵۰ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

همه به جرم مستی سر دار ملامت

می میریم و می خونیم سر ساقی سلامت...

تنها

جمعه, ۶ دی ۱۴۰۴، ۰۶:۴۵ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

چه بده که تنها میشیم و بدتر اینکه بهش عادت می کنیم.

من و گروک

شنبه, ۹ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۰۰ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

لرز

شنبه, ۹ آذر ۱۴۰۴، ۰۹:۲۹ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

تو عمری که داشتم زیاد بیماری گرفتم. زیاد تب و لرز داشتم ولی هیچ لرزی به اندازه ی لرز دیشب نبود.

هیچ جوره نمیشه بیانش کنم. برای نخستین بار بود که این چنین لرزی رو تجربه کردم.

فکر کنم از این آنفلوآنزا جدید گرفتم. امروز همش خواب بودم.

بیانی که ریده...

يكشنبه, ۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۱:۴۲ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

مدتها میشه که بیان هم ریده مان شده.

میخوام ویدئو بذارم تو پستم، میگه وارد صندوق بیان شو در حالی که مشکلی نداره و صندوقش باز میشه!

بیان هم دیگه اون بیان سالها پیش نیست.

خانه از پایبند ویران است...

پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۴۰۴، ۱۱:۲۳ ق.ظ
نویسنده : Haa Med

تو خونه باز دعوام شد. به کسی چه که من توی اتاق بخاری روشن کنم یا نکنم؟ من یک ذره گرمم باشه خوابم نمیبره.

طوری رفتار میکنه که انگار تقصیر منه. خواستم خودم رو از دستشون بکشم. رفتم سراغ کمد چاقو رو بردارم نبود.

شیشه آکواریوم رو شکستم فرو کنم تو شکمم، نذاشتن.

دستم همه زخمی شد و پیراهنم به کل خونی.

از عصبانیت همون جا نشستم و فقط به خونی که داشت می رفت نگاه کردم و هیچ نرفتم دکتری چیزی برای بخیه زدن. 

سه روز هم هیچی نخوردم جز آب.

آخرش هم بی اینکه هیچ عذرخواهی کنم (تقصیر من نبود)، فقط برای اینکه بیخ پیدا نکنه به ظاهر آشتی کردم.

ولی هرگز نخواهم بخشید.

باشد که سر مزارتون پایکوبی کنم.

آدمِ بد

پنجشنبه, ۱۶ آبان ۱۴۰۴، ۰۷:۲۰ ب.ظ
نویسنده : Haa Med

وقتی هر کاری کردم، با وجودی که هیچ تقصیر من نبود، شدم آدمِ بدِ داستان، پس بذار از این به بعد به معنای واقعی بد باشم.